اگر قصد سفر به شهرستان ارومیه مركز استان آذربایجان غربی از مسیر شهرستان تبریز را داشته باشید، كوتاهترین مسیر ممكن بزرگراهی است كه از سمت غرب شهرستان تبریز آغاز شده و با گذشتن از شهرهای خسروشهر، آذرشهر، اسكو، ایلیخچی به محلی درحد واسط شمال جنوبی دریاچه ارومیه میرسید كه در حال حاضر در این محل یكی از پروژههای مهم ملی كشور در دست احداث است؛ پروژه پل میانگذر دریاچه ارومیه پروژه بزرگراه شهیدموسی كلانتری.
نوشته شده توسط هادی عابدی در پنجشنبه بیستم تیر 1387 ساعت 16:49 موضوع | لینک ثابت
محمد کريمي مسئول پیشین حراست ميانگذر درياچه اروميه معتقد است:افرادي که دراين جريان مافيايي قرار دارند نمي خواهند پروژه پل ميانگذر درياچه اروميه به اين زودي ها به پايان برسد وبه هر شکل ممکن در روند کار اخلال ايجاد مي کنند.
وي چگونگي عملکرد اين جريان مافيايي را اين گونه توضيح مي دهد:تابه حال هر شخص کارداني که خارج از دايره اين جريان به عنوان مدير پروژه به کار گمارده شده است، به شکل خاصي از سوي اين جريان مورد هجوم قرار گرفته وپس از مدتي به دليل عدم امکان ادامه کار تحت جو مسموم ايجاد شده ،از ادامه فعالیت کناره گيري کرده واز همين رو پايان يافتن پروژه به تعويق افتاده است.
کريمي ازچهارنفر به عنوان مديران پروژه ميانگذر که توسط اين جريان فراري داده شده اند نام مي برد: صانعي ،بدري پور ، عابدي و باربد.
مسئول سابق حراست پروژه پل ميانگذر درياچه اروميه چگونگي کناره گيري صانعي از مديريت پروژه را اين گونه تعريف مي کند:مهندس صانعي با جديت پروژه را فعال کرده بود ، اما کساني که با حضور وي به عنوان مدير پروژه مخالف بودند طي دسيسه اي دوبار سرقت از منزل وي را ترتيب دادند و صانعي نيز چون ديگر احساس امنيت نمي کرد مجبور به استعفا شد.
کريمي جايگزين صانعي را عابدي معرفي مي کند که بر اساس اظهارات وي براي فراري دادن عابدي از حربه دروغین اخلاقي استفاده شد.
سومين فردي که در ليست فراري داده شدگان قرار دارد ،بدري پور است.
کريمي بر اين باور است که بدري پور بسيار کاردان بوده وموجبات پيشرفت فيزيکي 68 درصدي پروژه را فراهم کرده است.
انتشار کاريکاتوري غیراخلاقی از بدري پور عاملي است که به باور کريمي موجب رنجش وعدم تمايل بدري پور براي ادامه کار بود،از اين رو او نيز کنار گذاشته شد.
باربد چهارمين فردي است که مسئول سابق حراست پروژه پل ميانگذر درياچه اروميه از او به عنوان آخرين قرباني باند مافيايي پروژه پل ميانگذر ياد مي"کند.
کريمي مي گويد:باربد مهندس برجسته اي است وجريان مافيايي تنها يک هفته او را تحمل کرد . روز آخر نيز او را مورد ضرب وشتم قرار دادند ودرميان کارکنان پروژه اينگونه شايع کردند که او فردي رواني است.
رسول اصغرزاده رئيس شوراهاي استان آذربايجان غربي وعضو شوراي شهر اروميه که ديداري چند ساعته با باربد داشته است نيز طي گفتگو با "عصر ايران" ابراز نگراني باربد نسبت به تامين جاني وامنيت خود را مورد تاکيد قرار مي دهد ومي گويد: باربد درپاسخ به سوال من که "براي اتمام پروژه چه مواردي را نياز داريد" گفته بود تنها دو چيز مي"خواهم تامين جاني وبازپرداخت 7 ميليارد تومان بديهي هاي معوق شرکت به طلبکاران.
کريمي اما اخلالگريهاي جريان مافيايي را محدود به فراري دادن مديران پروژه ارزيابي نمي کند وبراين باوراست که جريان مافيايي حتي درکيفيت سازه پل نيز اخلالگري مي کند.
وی ، يکي از شواهد و دلايل مدعاي خود را نقصان عمدي درشمع يکي از پايه"هاي پل ذکر مي کند و می گوید: استخدام من در شرکت صدرا و خدمت در پروژه پل ميانگذر به ماه هاي اول سال 84 با ز مي گردد ،درآن زمان مسئول "بارج"(شناورهايي که تاسيسات سنگين همچون جرثقيل ها را درهنگام عمليات حمل مي کنند)مشغول به کاربودم و به همين دليل درعمليات شمع کوبي همکاري مستقيم داشتم.
درجريان شمع کوبي وبتون ريزي شبانه ،تعدادي از کارگران اطلاع دادند که درلوله هاي به کاررفته درشمع کوبي شکستگي ايجاد شده وبه جاي اينکه براي ترميم شکستگي از ميل گرد مخصوص استفاده شود،با تراشيدن رويه سيم هاي مفتول مخصوص جوشکاري ،از اين مفتول ها بجاي ميل گرد استفاده شده است ولوله شکسته شده را نيز با انداختن به دريا معدوم کرده اند!
کريمي به خاطر مي آورد که با آگاهي يافتن از اين تخلف براساس وظيفه ،موضوع را به مدير عامل وقت شرکت صدرا ومعاون وي اطلاع داده و با پيگيريهاي مدير عامل ، مديروقت پروژه منکر چنين تخلفي شده بود ولي با اثبات تخلف صورت گرفته مسئولين متخلف کارگاه اخراج شدند .
وي می گوید: بدري پور ، پس از جريان اخراج مسئولين متخلف به عنوان مدير پروژه ، وارد کار شد.
کريمي همچنين به خاطر مي آورد ناظر خارجي پروژه از تخلف صورت گرفته اظهارناراحتي مي کرد ودراعتراضات خود دائماً اين عبارت را بکار مي برد :"شما به پروژه اي که متعلق به خودتان است خيانت مي کنيد."
معلوم نيست قبل از آشکارشدن اين تخلف ،چه تعداد تخلف مشابه صورت گرفته است وچه تعداد شمع بصورت شکسته درساختمان پل بکار رفته است که هيچ کس جز متخلفين ازآن آگاهي ندارند وجا دارد مسئولين توجه جدي به اين مساله داشته باشند تا قبل از بروز هرگونه فاجعه اي فکري اساسي براي رفع آن کرد.
کريمي با اظهار اين مطلب درادامه سخنان خود گفت:پس از گزارش تخلف صورت گرفته حکم اخراج من نيز صادرشد،اما با روي کارآمدن مهندس بدري پور دوباره به کار فراخوانده شدم واين بار به عنوان مسئول حراست پروژه انجام وظيفه مي کردم.
رسول اصغر زاده عضو شوراي شهر اروميه نيز در خصوص عدم کيفيت جوشکاريهاي بکار رفته در سازه پل مطالب قابل تاملي بيان مي کند:زماني که به ديدن آقاي باربد رفتم،در گفتگوي چهار ساعته با ايشان ،بازديدي از پل دردست احداث نيز داشتيم و آقاي باربد با نشان دادن قسمت هايي از جوشکاري هاي بکار رفته در سازه هاي فلزي، نسبت به کيفيت جوشها اظهار نارضايتي مي کرد و اين جوشها را فاقد کيفيت لازم مي دانست.
اصغرزاده درادامه اظهارات خود تصریح مي کند:جوشها در وضعيتي بود که حتي فردي چون من که تخصصي در اين رابطه ندارم متوجه بي کيفيت بودن آنها شدم.
اخراج کارگران دائمي وبکارگيري کارگران روز مزد يکي ديگر از مواردي است که کريمي به آن پرداخته وطي توضيحاتي چگونگي تعويق زمان پايان پروژه را اين گونه تشريح مي کند :در شرق درياچه اروميه روستاهایي به نام "آغ گنبد" و "گمچي" وجود دارند و بيش از 90 نفر از ساکنان اين روستاها بعنوان کارگر درپروژه مشغول بکار بودند .از آنجا که محل زندگي اين افراد با محل پروژه فاصله کوتاهي دارد ،اين کارگران هر روز ساعت 7 صبح مشغول بکارشده وساعت 21 همان روز کار را تعطيل مي کردند.آنها حتي حقوق خودرا حداقل سه ماه يک بار مي گرفتند واز اين بابت شکايتي نداشتنداما به ناگاه اين کارگران اخراج شده وبه جاي آنها از کارگران روز مزد که هرروزه از شهر اروميه جذب مي شوند استفاده شد.اين درحالي بود که اين کارگرها معمولا از ساعت 9 تا 10 صبح درمحل کار حاضر مي شدندوساعت 17 نيز کار را تعطيل کرده و دستمزد خودرا همان ساعت دريافت مي کردند.
مسئول سابق حراست پروژه پل ميانگذر درياچه اروميه تاکيد مي کند که مستندات مدعاي وي دراسناد بايگاني شده شرکت صدرا موجود است ومسئولين درصورت تمايل مي توانند آنها را ملاحظه کنند.
کريمي درپايان اظهارات خود اصلي ترين عامل درتاخير سفر دوم رئيس جمهور به استان آذربايجان غربي را عدم بهره برداري از پل ميانگذر مي"داند.
احمدي نژاد درتابستان سال 85 بهره برداري از يک باند پل ميانگذر درياچه اروميه درنوروز 86 را وعده داده بود؛وعده اي که تا به امروز محقق نشده است.
کريمي دراين رابطه اين گونه اظهار مي کند:آنها حتي به رئيس جمهور کشورمان اطلاعات غلط دادند وباعث شدند دور دوم سفر استاني رئيس جمهور به استان آذربايجان غربي به تعويق بيافتد. برخي از مسئولين استان اينگونه به من گفته اند که هر زمان پايان پروژه نزديک شود آقاي احمدي نژاد نيز به استان آذر بايجان غربي سفر خواهد کرد.
نوشته شده توسط هادی عابدی در پنجشنبه بیستم تیر 1387 ساعت 16:30 موضوع | لینک ثابت
تبریک به تمامی ملتهای زجر رکشورهای کشیده ومظلوم درلبنان،افغانستان،عراق،سومالی،اریتره،بورکینافاسو،سودان،فلسطین،مالی،مالزی،اندونزی،نیکاراگوئه،ونزوئلا،
سریلانکا،بولیوی،بوسنی وهرزگوین وهمه ی آن کشورهای فقیری که نامشان یا فراموش شده ویاهنوز افتخار ثبت در نقشه جهانی رانیافته اند،نفت ۱۳۰دلار شد.ملت غیور ایران هم که به یمن خوابیدن بر روی منابع عظیم نفت وگاز چشم ودلشان سیر است ونیازی به تبریک شنیدن ندارند. اساسا چند ده سالی بود که دل ما ایرانی ها از دیدن وضعیت اسف بار کشورهای فقیر و عقب مانده و سختی هایی که مرمان آن تحمل میکردند خون بود . امروز مردم ایران راضی و خوشنو دند که با اتکاء به داریی خدا دادیشان(نفت) وفروش آن به قیمت ۱۳۰دلار بیش از گذشته متوانند درخدمت فقرای جهان باشند.به همین دلیل از دولتمردان کشورهای اینچنینی خواهش میکنیم با در دست داشتن زنبیل و اوراق شناسایی معتبر ضمن رعایت حق تقدم هر چه سریع تر به نمایندگی های ما مراجعه کنند تا نسبت به پرداخت حقوق حقه شان اقدامات لازم وعاجل صورت گیرد وخدای ناکرده کسی از دریافت حقوق خود محروم نماند.ملت غیور ایران هم بزرگواری کرده ضمن حفظ روحیه تا اطلاع ثانوی با وضعیت موجود بسازند ودر صورتی که سختی معیشت خیلی اذیت شان کرد روزه بگیرند سجده شکر بجا بیاورند تا بهره شان از ثواب انفاق .صد برابر شود.اجرکم اندالله.
نوشته شده توسط هادی عابدی در سه شنبه هفتم خرداد 1387 ساعت 17:35 موضوع | لینک ثابت
آخرش ما نفهمیدیم چرا تا زمانی که آقایان سر کارند، دایم به به و چه چه از پیشرفت و توسعه و موفقیت در حوزه مدیریتشان سر می دهند، ولی تا رئیس جمهور عزیزتر از جانمان اقدام به تغییر آقایان با یک آقایان دیگرشان می کند، داد و هوارشان بلند می شود که فلان است و بهمان است! اگر آقایان راست می گویند چرا در طول زمان تصدیشان اعتراضی نمی کردند؟ اصلاً من یک سوال اساسی دارم، حضرات وقتی می خواستند متصدی یک وزارت خانه ای در دولت شوند، مگر به ویترین آن نگاه نکرده بودند تا بدانند در چه ساختاری و تحت لوای چه مدیری قرار است انجام وظیفه کنند؟ اگر دیده بودند و می دانستند که اینجا کجاست و رئیس چه کسی است، قطعاً باید این را نیز می دانستند که آخر راه به کجا ختم می شود، پس در این صورت بفرمایند با این اوصاف چرا قبول مسئولیت کردند؟! اگر پاسخ آقایان این است که خیر به ویترین توجه نکرده بودند و همین طوری باری به هر جهت وارد کارزار شده بودند، جای این سوال باقی است که خوب، آقا جان چرا از اول چشمهاتان را خوب باز نکردید؟ مگر آدم همین طوری وظیفه خطیر نوکری مردم را به عهده می گیرد؟ مگر مردم مسخره شما هستند؟ آقای وزیر سابق اقتصاد، آن روز که رئیس جمهور بسیار محترم و بسیار عزیزمان ( تا کور شود هر آنکس که نتواند دید) به صورت دستوری اقدام به کاهش نرخ سود بانکی کرد، چرا هیچ اعتراضی نکردید؟ یا اینکه شما، آقای وزیر تازه سابق کشور، از کی متوجه شدیدکه کشور به صورت کارشناسی اداره نمی شود؟ ما که از اول وضعیت را همین طوری که هست می دیدیم و از اوضاع هم تا دلتان بخواهد راضی هستیم، فقط ای کاش یک کمی قیمت ارزاق عمومی بیشتر می شد، کمی هم قیمت مسکن مثلاً دو برابر حال حاضر می شد، یک جوری هم می شد که بعضی از این رسانه های منتقد دولت کمتر حرف می زدند، یک راهی هم پیدا می شد که این تعداد از نمایندگان اصلاح طلب که چشم دیدشان را ندارم به مجلس راه پیدا نمی کردند، در غیر این صورت تحت سیاستگذاریهای خردمندانه حاج دکتر محمود احمدی نژاد جای هیچ نگرانی دیگری نیست، راستی بد نیست برخی از وزرایی که احتمالاً با ایشان مخالفت می کنند و اصولاً تا به حال نتوانسته اند خود را با تصمیمات تیزهوشانه رئیس جمهور محبوب هماهنگ سازند نیز در فرصت باقی از عمر دولت نهم کنار گذاشته شوند تا همگان بدانند اینجا کجاست و رئیس چه کسی است.
اصلاً، آقای وزیر تازه سابق کشور، اگر قرار بود امور کشور آنگونه که شما می گوئید با کارشناسی صورت بگیرد، دیگر چه نیازی بود اصولگرایان با رایحه خوش سر کار بیایند؟! خوب در آن صورت می گذاشتیم همان اصلاح طلبان بر سر کار باقی بمانند دیگر. نکند خدای ناکرده شما هم به این نتیجه رسیده اید که روش اصلاح طلبان در اداره کشور درست تر بوده؟! البته این را نیز بگویم قطعاً تصمیماتی که حاج دکتر محمود احمدی نژاد اتخاذ می کنند براساس کارشناسی های لازم صورت می گیرد که صدالبته از دکترین خاصی هم پیروی می کند، فقط چون روش آن خیلی پیچیده است نه می توان آن را توضیح داد و نه اگر توضیح داده شود کسی از آن سر در می آورد.
نوشته شده توسط هادی عابدی در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 15:23 موضوع | لینک ثابت
شکر خدا همه در ناز و نعمت به سر می برند، آنوقت یک عده آدم نمک نشناس هی نق می زنند و حال گیری می کنند. مگر نشنیدید که رئیس جمهور محبوب اعلام کرد در اثر سیاستهای خردمندانه دولت قدرت خرید مردم بیشتر شده است؟ خوب حتماً بنده خدا یک چیزی می داند که می گوید، ناسلامتی هر چه نباشد رئیس جمهور است، همین طوری و بی خودی که حرف نمی زند! یک عده به اصطلاح کارشناس ناله می کنند که قیمت ها بالا رفته است، خوب بالا رفتن قیمت ها هم یک نوع رشد و پیشرفت اقتصادی است دیگر، این را هم بگذارید کنار بقیه آمارهای دولت که نشان دهنده بالا رفتن جذب سرمایه گذاری خارجی، بالا رفتن اشتغال در جامعه، بالا رفتن رفاه و خیلی چیزهای دیگر است، هر چند این کارشناسها آنقدر نظر تنگند که آن آمارها را هم باور نمی کنند و دائماً از بالا رفتن میزان فقر در جامعه دم می زنند. کدام فقر؟ مگر ممکن است در کشوری که این همه منابع نفت و گاز و معادن کانی فلزی و غیرفلزی وجود دارد، مردمش رنگ فقر را ببینند؟ حضرات به اصطلاح کارشناس اقتصادی، شما اگر خیلی که باشید کارشناسید که تازه آنگونه که از ظواهر امر مشخص است کارشناس هم نیستید، چون اگر متخصص و کارشناس بودید اینقدر با رئیس جمهور محبوبمان مخالفت نمی کردید. به نظر من کارشناس واقعی فقط کسانی هستند که در تائید رئیس جمهور حرف می زنند، چون آنها فهمیده اند که رئیس جمهور یک چیزی می داند که می گوید ولی شما هنوز این را نفهمیدید. خوب بگذارید بنده خدا کارش را بکند، اصلاً او به شماها محل می گذارد و اعتنایی به حرفهای شما می کند که شما تا این حد به او گیر می دهید؟ درسته که شما کارشناس و متخصص اقتصادی و سیاسی و روابط بین الملل و از این حرفها هستید ولی هر چه باشد رئیس جمهور که نیستید، تازه وزیر هم نیستید، فقط به اصطلاح کارشناسید.

درسته که شما حرفهای رئیس جمهور محبوب و دولت خدمتگذار را باور نمی کنید، اما خیالتان راحت رئیس جمهور عزیزمان هم به حرف شماها اعتنایی نمی کند و همانطور که تا به حال دیدید کار خودش را می کند، حالا هی ژست کارشناسی به خود بگیرید. آخه دلتان می آید یک همچین رئیس جمهور نازنینی را اذیت کنید؟ می ترسم آنقدر به این کارهاتان ادامه بدهید که رئیس جمهور عزیزمان حتی اگر التماس بکنید و خودتان را به زمین بکوبید هم حاضر نشود برای دور دهم کاندید ریاست جمهوری بشود. راستی اگر اینطوری بشود، آن وقت چه می شود؟
دست از شیطنت بردارید، هر چه زیرک باشید از ولادیمیر پوتین که زیرکتر نمی شوید، دیدید عاقبت با پلتیکهای دقیق سیاسی که دولت خدمتگزار به کار برد چطور مجبور شد دست خودش را در آخرین روز ریاست جمهوری رو کند و پرده از چهره پلیدش بردارد؟ ندیدید چطور در آخرین روز حاضر شد تحریم علیه ایران را امضاء کند؟ دیدید که روسها در ادامه رودست خوردن سیاسی خود از رئیس جمهور محبوبمان مجبور شدند قوطی حلبی های پرنده شان را که به عنوان هواپیما به ایران اجاره داده بودند پس بگیرند، حالا مسافرهای ایرانی می توانند یک نفس راحت بکشند و نگران کشته شدن خودشان توسط این قوطی حلبی های پرنده نباشند. می بینید چه پلتیک دقیقی به کار گرفته شده است، هم یک ضربه اقتصادی به این کشور دوست نمای خائن زدیم و هم جان مردم خودمان را حفظ کردیم.
دیدید که رئیس جمهور عزیزمان چگونه با بی محلی کردن به سعودالفیصل و حرفهای بدی که در مورد ایران زده بود، قهرمانانه هیکل گنده اش را زیر پا له کرد و برگ زرین دیگری به کارنامه سیاسی رئیس جمهور عزیزمان اضافه شد؟! اصلاً مگر سعودالفیصل هم قد و اندازه رئیس جمهور عزیزمان است که بخواهد جوابش را بدهد. به این می گویند پلتیک سیاسی و جواب دندان شکن دیپلماتیک.
اینقدر هم نگران بالا رفتن قیمت کالاهای اساسی و غیراساسی نباشید، هر چقدر هم افزایش قیمت داشته باشیم جای نگرانی نیست، رئیس جمهور محبوبمان هم که در نشست مطبوعاتی گقته پیش بینی های لازم انجام شده، اصلاً شما چکار به این کارها دارید، شکر خدا حالا حالاها نفت و گاز داریم، می فروشیم و می خوریم.
نوشته شده توسط هادی عابدی در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 ساعت 20:39 موضوع | لینک ثابت
بالاخره آنچه انتظارش را داشتیم اتفاق افتاد. دولت عدالت محور عاقبت به عهدی که با مردم بسته بود عمل کرد و به توزیع عادلانه ثروت در جامعه البته با شیوه خاص خود اقدام کرد.
این روزها مردم با شادی و شعف خبرهای افزایش قیمت کالاهای ضروری خصوصاً کالاهای خوراکی را دنبال می کنند و با شور و شوق زاید الوصفی این خبرها را در گوش یکدیگر زمزمه می کنند.

برنج مهمترین کالایی است که قیمت آن نه روزانه، بلکه ساعتی افزایش پیدا کرده و بیشترین خبرها را نیز به خود اختصاص داده است. این در حالی است که مسئولین مربوطه خطاب به مردم می گویند: نگران نباشید انبارها پر از برنج است.
ما از دولت عدالت گستر تشکر می کنیم که با سیاستگذاری مدبرانه خود باعث شد تا اقشار آسیب پذیر لذت ثروت را احساس کنند و همچون ثروتمندان گران بخرند و گران بخورند و درست به همین دلیل است که این روزها مردم خود را بیش از گذشته به جوامع توسعه یافته نزدیک می بینند و به نظر می رسد با ادامه روند فعلی خیلی زود گوی سبقت را از آنها برباییم، از این رو تنها یک حرف باقی می ماند: دولت مهرورز و عدالت گستر، متشکریم.
نوشته شده توسط هادی عابدی در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 14:40 موضوع | لینک ثابت
خدا لعنت کند مسئولین کشوری را که به فکر آسایش روانی مردم خود نیستند. دولتمردان خدانشناس و کمونیست کشور چین در حرکتی محیرالعقول و غیرمسئولانه و حتی باید گفت خائنانه و فرصت سوزانه اقدام به ساخت پلی به طول 36 کیلومتر بر روی دریایی در شرق کشور چین آن هم تنها در مدت پنج سال کردند.
حقیقتاً آیا حرکتی خائنانه تر از این را می توان از سوی مسئولین یک کشور نسبت به مردم خود سراغ گرفت؟! می پرسید چرا؟ به دو دلیل که در ادامه عرض می کنم. اولاً می دانیم که کشور چین بیش از یک میلیارد و پانصد میلیون نفر جمعیت دارد و طول 36 کیلومتری این پل با پهنای شش باند برای عبور و مرور خودرو، حجم قابل توجهی اشتغال را شامل می شود. در واقع اگر مدت زمان اتمام این پل زمان بیشتری را به خود اختصاص می داد، کارگران این پروژه مدت زمان بیشتری شاغل بودند و زن بچه بیچاره شان کمتر نگران بی کاری شوهرانشان بودند. توصیه می کنم دولتمردان نامرد کشور دوست و برادر چین، برای درس گرفتن هم که شده یک نگاهی به کشور ما بیاندازند که سیاستگذاران فهیم و دوراندیش ما چگونه کمال استفاده را از فرصتها می برند تا هر چه بیشتر و بهتر در خدمت مردم نجیب و عزیز ایران باشند. برای نمونه همین پل میانگذر شهید کلانتری را که بر روی دریاچه رو به خشک شدن ارومیه در حال احداث است را در نظر بگیرید، در حالی که پل شهید کلانتری حداقل 30 برابر کوچکتر از پل چین است اما 30 سال است که احداث آن آغاز شده و به حمدا... هنوز هم پایان نیافته و انشاا... به این زودیها هم پایان نخواهد یافت. این دست آورد بزرگ برای ایران ممکن نبود مگر با داشتن سیاستگذارانی دوراندیش و برجسته که به لطف خدا در کشور ما تعدادشان کم هم نیست و خدا بر توفیقاتشان بیافزاید انشاا... .
در نظر بگیرید اگر قرار بود همان سال اول پل میانگذر شهید کلانتری و پروژه های مانند آن به پایان می رسید معضل بیکاری که امروز جامعه ما با آن دست به گریبان است تا چه حد عمیق تر شده بود.
دوماً، هر ملتی با امید زنده است و خدا نیامرزد مسئولینی را که ناجوانمردانه سیاستهایی را اتخاذ می کنند که در اثر آن فضای یاس و ناامیدی در جامعه حاکم می شود. من نمی دانم مردم چین چه گناهی مرتکب شده بودند که خداوند این از خدا بی خبران را بر آنها مسلط کرده است.


یکی هم نیست از این کافرهای فلان فلان شده بپرسد حالا که به این زودی پل 36 کیلومتری را به پایان رسانده اید مردم این منطقه با چه امیدی به زندگی ادامه دهند. من مطمئنم مردم این منطقه از کشور چین هر روز که از خواب بیدار می شدند خدا را شکر می کردند که با مشکلی به عنوان عدم وجود پل روبرو هستند و همواره هم امید این را داشتند که روزی این پل ساخته خواهد شد و مشکلشان حل خواهد شد و خلاصه عالمی داشتند و برای خود زندگی می کردند. حال صبح روز دوم می سال 2008 میلادی مطابق با 13 اردیبهشت 1387 را در نظر بگیرید که مردم امیدوار و پرنشاط کشور دوست و برادر چین از خواب بیدار شده اند و ناباورانه دیدند که امیدشان نقش بر آب دریای شرق چین شده و پلی با 36 کیلومتر طول آن هم با شش باند برای حرکت اتومبیل به صورت رفت و برگشت به صورت یکجا ساخته شده و مسئولین کافر و از خدا بی خبر چین هم باد به گلو انداخته و دستور مخابره خبر آن را به تمام دنیا می دهند. من مطمئنم تعداد زیادی از مردم امیدوار و پرنشاط چین در مواجه با این مسئله در اثر شک و ناامیدی حاصل از خبر فوق سکته کرده و در جا قالب تهی کردند و تعداد بیشماری هم به علت ناامیدی از آینده خود، به هر شکل و وسیله ممکن اقدام به خودکشی کردند. لازم به تذکر است علت بی خبری دنیا از تعداد تلفات این واقعه را نیز باید در فضای خفقان و عدم اطلاع رسانی صحیح در این کشور جستجو کنید.
مسئولین از خدا بی خبر چین چه فکر کرده اند؟! آیا واقعاً فکر می کنند مسئولین ما عرضه نداشتند که در دو سوت پروژه پل میانگذر دریاچه در حال نابودی ارومیه را به پایان برسانند؟ زهی خیال باطل، این کوردلان کافر باید بدانند که مسئولین ما عطوفتشان بسیار بیشتر از آن است که به این سادگی مردم عزیز خود را ناامید کنند. چرا که در این 30 سال بسیاری از مدیران و کارمندان و کارگران زحمت کش از وجود این پروژه نان خورده و همچنان در حال خوردن هستند و انشاا... حالا حالاها هم خواهند خورد. مردم عزیز ما به خصوص مردم نجیب آذربایجان غربی و شرقی باید دعاگوی این مسئولین باشند که تازه بعد از 30 سال وعده دادن آنها را ناامید نکرده و برای سال 87 قول راه اندازی تنها یک باند از سه باند پل میانگذار شهید کلانتری را می دهند. مردم هم که به خوبی از مهر و عطوفت مسئولین نسبت به خودآگاهی دارند و می دانند که این مسئولین دوراندیش تر و دل رحمتر از آنند که به این زودی آنها را با به پایان رساندن پل شهید کلانتری ناامید سازند در مقابل این وعده ها لبخندی ملیح زده و از کنار آن می گذرند و زیر لب می گویند: آقا ما می دانیم این پل به این زودیها ساخته نمی شود، حالا شما هر چه می خواهی بگو.
راستی که عجب مسئولین نازنینی داریم، که به این خوبی مردم را سر کار میگذارند و در جامعه ایجاد امید و اشتغال می کنند.
نوشته شده توسط هادی عابدی در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 15:14 موضوع | لینک ثابت
حکومت در نهج البلاغه (1)
علی (ع) در خطبه 216 نهج البلاغه حقوق متقابلی را برای حاکم و مردم برشمرده و در این خصوص می فرماید:
اما بعد، همانا خدا بر شما برای من حقی قرار داد، چون حکمرانی شما را به عهده ام نهاد، (شما به عنوان رعیت وظایفی در مقابل من به عنوان حاکم دارید) و شما را نیز حق است بر من، همانند حق من که شما راست بر گردن (من نیز به عنوان حاکم در مقابل مردم وظایفی بر عهده دارم). پس حق فراختر چیزهاست که وصف آن گویند و مجال آن تنگ، اگر خواهند از یکدیگر انصاف جویند. کسی را حقی نیست جز که بر او نیز حقی است، و بر او حقی نیست جز آنکه او را حقی بر دیگری است (افراد در مقابل یکدیگر حقوق متقابل دارند، کسی در مقابل فرد دیگر به صورت مطلق محق یا موظف نیست)، و اگر کسی را حقی بود که حقی بر او نبود، خدای سبحان است نه دیگری از آفریدگان، چه او را توانایی بر بندگان است، و عدالت او نمایان است در هر چیز که گوناگون قضای او بر آن روان است. لیکن خدا حق خود را بر بندگان، اطاعت خویش قرار داده و پاداش آنان را در اطاعت، دو چندان یا بیشتر نهاده. از در بخشندگی که او راست، و افزون دهی که وی را است.
پس خدا سبحان برخی از حقهای خود را برای بعضی مردمان واجب داشت، و آن حقها را برابر هم نهاد، و واجب شدن حقی را مقابل گزاردن حقی گذاشت؛ (هر فردی به شرطی محق است که حق دیگران را به جا آورده باشد) و حقی بر کسی واجب نبود مگر حقی که برابر آن است گزارده شود (کسی موظف به انجام کاری نیست مگر آنکه حقوقش را دریافت کرده باشد)، و بزرگترین حقها که خدایش واجب کرده است، حق والی بر رعیت است، و حق رعیت بر والی، که خدای سبحان آن را واجب نمود، و حق هر یک را به عهده دیگری واگذار فرمود، و آن را موجب برقراری پیوند آنان کرد و ارجمندی دین ایشان. پس حال رعیت نیکو نگردد جز آنگاه که والیان نیکو رفتار باشند، و والیان نیکو رفتار نگردند، جز آنگاه که رعیت درستکار باشند. پس چون رعیت حق والی را بگزارد، و والی حق رعیت را به جای آرد، حق میان آنان بزرگمقدار شود، و راههای دین پدیدار، و نشانه های عدالت برجا، و سنت چنانکه باید اجرا. پس کار زمانه آراسته گردد، و طمع در پایداری دوست پیوسته، و چشم آز دشمنان بسته؛ و اگر رعیت بر والی چیره شود و یا والی بر رعیت ستم کند، اختلاف کلمه پدیدار گردد، و نشانه های جور آشکار و تبهکاری در دین بسیار. راه گشاده سنت را رها کنند، و کار از روی هوا کنند، و احکام فروگذار شود و بیماری جانها بسیار، و بیمی نکنند که حقی بزرگ فرو نهاده شود و یا باطلی سترگ انجام داده. آنگاه نیکان خوار شوند، و بدکاران بزرگمقدار، و تاوان فراوان بر گردن بندگان از پروردگار.

پس بر شماست یکدیگر را در این باره اندرز دادن، و حق همکاری را نیکو گزاردن، و هیچ کسی نتواند حق طاعت خدا را چنانکه باید بگزارد، هر چند در به دست آوردن رضای او حریص باشد، و در کار بندگی کوشش بسیار به عمل آورد. لیکن از جمله حقهای خدا بر بندگان یکدیگر را به مقدار توان اندرز دادن است، و در بر پا داشتن حق میان خود، یاری یکدیگر نمودن. و هیچکس هر چند قدر وی در حق بیشتر بود و فضیلت او در دین پیشتر، بی نیاز نیست که او را در گزاردن حق خدا یاری کنند؛ و هیچکس هر چند مردم او را خوار شمارند، و دیده ها وی را بیمقدار، خردتر از آن نیست که کسی را در انجام دادن حق یاری کند یا دیگری به یاری او برخیزد.
علی (ع) در این خطبه در خصوص حقوق متقابل حاکم و ملت به 4 نکته صراحتاً تاکید می کند:
1. نهایت حق از آن خداوند یکتاست و او برخی از حقوق خود را برای بعضی مردم واجب کرده و آن حقوق را برابر یکدیگر قرار داده است و حقوق متقابل حکومت و ملت یکی از آن حقوق است.
2. هیچ کسی از بندگان خدا در هر مقام و مرتبه ای که قرار دارد، در مقابل دیگر بندگان خدا ذی حق نیست مگر آنکه متقابلاً موظف به برآورده ساختن حقی از طرف مقابل باشد.
3. حاکمان و مردم در مقابل یکدیگر دارای حقوقی هستند، حق حاکم بر مردم اطاعت و پیروی مردم از دستورات حکومت است و حق مردم بر حاکمان عدم ظلم و ستم از سوی حکومتیان است.
4. اندرز دادن یاری کردن یکدیگر است و تمامی مردم در هر مقام و رتبه ای موظف به اندرز گرفتن و اندرز دادن یکدیگر هستند، هیچ کس بزرگتر از آن نیست که بی نیاز از اندرز باشد و هیچ کسی کم مقدارتر از آن نیست که نتواند دیگری را یاری کند.
حکومتها به منظور برقراری نظم، ایجاد امنیت، تامین رفاه و تعالی جامعه با بهره گیری از کلیه امکانات جامعه به وجود می آیند و از همین روست که با تشکیل هر جامعه بشری به فوریت سیستم های حکومتی نیز در آن شکل می گیرد و در واقع تشکیل حکومتها امری ناگزیر و اجتناب ناپذیر است. در طول تاریخ تشکیل حکومتها در جوامع گوناگون بشری به دو صورت شکل گرفته است: 1. اقبال و رضایت عمومی نسبت به حکام. 2. استیلای حاکمان بر جامعه با بهره گیری از نیروی قهری.
براساس منطق علی (ع) حقی که رعایت آن از سوی ملت نسبت به حاکم واجب است قبول نمودن حکومت و اطاعت از فرامین آن است. طبیعتاً در نظامهایی که براساس اقبال و رضایت عمومی تشکیل می شوند حق حاکمان از سوی مردم رعایت شده است، در عین حال در حکومتهای شکل گرفته با نیروی قهری نیز، تا زمانی که مردم اقدام به رفع سلطه حکومت از خود نکرده باشند و دستورات آن را گردن بگذارند، حضور حاکمان را باید به معنای مقبولیت حکومت از دیدگاه مردم تلقی کرد، از این رو با مقبولیت حکومت از سوی مردم حاکمان نیز موظف به رعایت حق ملت می شوند.
علی (ع) حق مردم بر حکام را در عدم «ستم» به مردم تعریف کرده است. در تعریف «ستم» می توان اینگونه گفت: هرگونه عملی که باعث از بین رفتن آرامش، آسایش و امنیت روحی و جسمی دیگری شود. بنابراین ستم فعل است، فعلی که یا با قصد و نیت قبلی به منظور دست یابی به هدفی مشخص و با در نظر گرفتن این حقیقت که فاعل نسبت به آنچه انجام می دهد آگاهی کامل دارد، که آن را عملی عمدی می نامیم، یا عمل ستمگرانه بدون قصد و نیت قبلی و صرفاً براساس ناآگاهی صورت می گیرد که آن را عمل سهوی می نامیم. همانگونه که علی (ع) در این خطبه می فرماید برآوردن حق حاکم از سوی مردم تنها زمانی بر ملت واجب است که حاکم حق ملت را رعایت کرده و آن را بجا آورده باشد، طبیعتاً حاکمی که به عمد بر ملت تحت سلطه خود ستم روا می دارد حق اطاعت خود از سوی مردم را باطل ساخته است و پیروی از چنین حکومتی نه تنها واجب نیست بلکه اطاعت از آن به معنای قوت بخشیدن به بنیانهای ظلم و ستم بر ملت است. علی (ع) حقوق متقابل حکومت و ملت را حقی اعطا شده از خداوند می داند، براساس این منطق مقاومت هر یک از این دو در رعایت حق دیگری مقاومت و مقابله در برابر خواست و اراده الهی قلمداد می شود.
پیش از این گفتیم که منظور از تشکیل حکومت در جامعه برقراری نظم و هماهنگی میان ارکان جامعه، ایجاد امنیت، تامین رفاه جامعه، زمینه سازی لازم برای رشد و تعالی ملت و در یک کلام حفظ کرامت انسانی آحاد جامعه است، از این رو هر اقدامی (چه عمدی و چه سهوی) از سوی حکومت که منجر به مختل شدن این امور شود به معنای ظلم و ستم حاکم به محکوم تلقی شده و حق حاکم را در اطاعت خلق ذایل می کند. هر چند سهو در خطا قابل اغماض و بخشش است، اما در صورتی که خطاهای سهوی از سوی حاکمان استمرار پیدا کند مبین این واقعیت است که فرد یا افراد حاکم کفایت و شایستگی لازم برای در دست گرفتن امور مردم را ندارند، از این رو اصرار ایشان بر ادامه حکومت ستمی عمدی بر ملت تلقی شده و باعث ذایل شدن حق حکومت نسبت به مردم می شود.
نوشته شده توسط هادی عابدی در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 20:19 موضوع | لینک ثابت
در روزگار فتنه همچو کره شتر دو ساله ای باش که نه دوشیدنش ممکن باشد و نه سوار شدنش مقدور.
چند روز قبل در پی دلتنگی که به آن دچار شده بودم تفألی به نهج الباغه زدم و دیگر بار با این سخن حکیمانه که در ابتدا آمد مواجه شدم.

نزدیک به 10 سال قبل توفیق یافتم که طی قریب به 10 ماه تحقیق و پژوهش فرمایشات مولای متقیان علی (ع) در خصوص چگونگی حکومت و حکومتداری جمع آوری کرده و به همراه استنباطهای شخصی خود در قالب مقاله ای با عنوان «حکومت در نهج البلاغه» مکتوب کنم. اما از بد روزگار مجموعه مذکور بی آنکه نسخه ای از آن تهیه شود از دسترسم خارج شد و تا به امروز توفیق دوباره ای برای جمع آوری آن حاصل نشد. این روزها شوق وافری برای پرداختن دوباره به این موضوع در خود احساس می کنم، از این رو قصد دارم در روزهای آینده همت خود را در این راه صرف کنم. بدون شک نظرات خوانندگان فهیم و اندیشمند در تداوم آن مغتنم خواهد بود.
نوشته شده توسط هادی عابدی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 20:37 موضوع | لینک ثابت
بحث من بحث فرد نیست، به اشخاصی کار ندارم، که آدمها به ذات خلقتشان محترمند. بحث بر سر افکار و اندیشه و جریاناتی است که با آن شناخته می شوند، افکار و اندیشه هایی که خوش بختی و بدبختی گاه، ملتی را رقم می زنند.
در این روزگار بداحوالی ناشی از تورم و گرانی، تبسمها و خنده هایی هر چند گذرا نیز به واسطه رفتارهای انتخاباتی برخی کاندیداهای نمایندگی هشتمین دوره مجلس و حامیان به لب شهروندان مینشیند. بماند اینکه برخی از این رفتارها آنچنان مضحکند که بیننده لاجرم به سر دادن قهقهه و گاه گریستن هستند. قصد گفتن از خنده ها را ندارم که به حد کفایت در این سالها به حال زارمان خندیده ایم. چه چیز خنده آورتر از اینکه ملتی بر گنج نشسته و گدایی میکنند. ما ایرانیان مردمی هستیم که وقتی مصیبتی بر ما وارد می شود، اول سیر می خندیم و بعد که خوب کیف کردیم، تازه فهممان می شود که چه بلایی به سرمان آمده و چون یا توان اصلاح نداریم و اصولاً چگونه اصلاح کردن خطاهایمان را بلد نیستیم، ناله و گریه را سر می دهیم، از این رو به جنبه حزن انگیز قضیه می پردازم.


هر چند حضرات هیات های اجرایی و نظارت زحمت شبانه روزی صرف کردند تا مجلس آینده همچون مجلس گذشته و چه بسا بهتر و یکدست تر از آن اصولگرایانه تشکیل شود (حال چه غم اگر آراء آنها نسبت به انتخابات قبلی مجلس کمتر هم باشد) و قطعاً ملت عزیز هم باید بی چون و چرا و با جان و دل سپاسگزار این همه زحمت باشند، اما در عین حال همچنان تنوع در تیپ شخصیتها حفظ شده و فعلاً عالیجنابان اجرایی و نظارتی به این وجه قضیه کاری ندارند، البته اگر در آینده مصلحت ملک و ملت بر این قرار بگیرد که به یکدست سازی این وجه قضیه نیز پرداخته شود قطعاً و حتماً زحمتکشان عرصه اجرا و نظارت از انجام آن شانه خالی نکرده و با جدیت تمام به انجام آن اهتمام خواهند ورزید. علی ایحال در مبارزات انتخاباتی این دوره (در شهر ارومیه) تنوع مثال زدنی از همه تیپ دیده می شود، از پروفسور ینگه دنیا (بخوانید آمریکا) دیده تا جراح مغز، شاعر، خانم جلسه ای کارشناس علوم اجتماعی، حاج آقای حبس ابدی و قاتل و دزد و قاچاقچی دیده، سرباز جان بر کف ... (بخوانید گروه فشار)، دیوانه کننده صبح در شبها، ... و جودوکار تحصیلکرده ای که اصولاً حرفش را با مشت به کرسی می نشاند و بیش از آنکه سعی در استفاده از روش های خردمندانه داشته باشد از روشهایی یدی بهره می گیرد، چنانکه در سخنرانی خود نیز صراحتاً اعلام کرد: ما می رویم یا می زنیم یا می خوریم.
به راستی چنین فردی با چنین رویه ای چه جذابیتی برای افرادی چون آقای معین فر استاد دانشگاه که مدعی اصلاح طلبی نیز است دارد که حاضر شده تا به نفع او سخنرانی کرده حنجره ای را که باید در راه رشد و تعالی عقلانیت و دانش خسته سازد، در راه تبلیغ چنین فردی به گونه ای بیآزارد که حتی آب داغ هم چاره ساز التیام آن نشود؛ و یا بر سر افرادی چون آقای رضازاده (فرماندار دولت اصلاحات شهرستان خوی) چه آمده که حداقل یک ساعت در پیاده روی مقابل ستاد انتخاباتی آقای جودوکار به انتظار معظم له می ایستد و با حضور وی آنچنان جمعیت را شکافته و جلو می رود که تو گویی ... و پس از عرض ادب و ارادت و انجام مراسم ماچ و بوسه با آقای «مشت» به آرامش خاطر رسیده و سبکبال و مشعوف محل را ترک می کند؟! از این آقایان و افرادی همچون ایشان که خود را منتسب به جریان اصلاح طلبی می کنند تقاضا می کنم اگر به هر دلیلی در تفکرات اصلاح طلبانه خود تجدید نظری کرده اند رسماً این مسئله را اعلام کنند تا دیگران نیز تکلیف خود را در این خصوص بدانند. می دانم و می دانیم کم نیستند کسانی که روحیات «یلیسمی» (حزب باد) دارند و جریان باد موافق از هر طرف بوزد سریعاً در جریان قرار گرفته و مراد خود را حاصل می کند. از این رو لازم و ضروری است که در صورت پایبندی کماکان آقایان به جریان اصلاح طلبی هر چه سریعتر برای دیگر دوستان اصلاح طلب مشخص سازند که حمایت از کاندیدایی که صراحتاً مراتب سرسپردگی خود را به جریان اصولگرا اعلام داشته و بخصوص در عمل و با منطق مشت آن را به اثبات رسانده است، بر اساس کدام رویه و منطق اصلاح طلبانه انجام داده اند.
نوشته شده توسط هادی عابدی در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت 14:25 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

هادی عابدی متولد سال 1350 و روزنامه نگار . به تاریخ سیاسی معاصر علاقمندم و علاوه بر روزنامه نگاری به تحقیق و پژوهش در این رابطه نیز مشغول هستم
فهرست اصلی
دوستان
مجمع وبلاگنویسان اصلاح طلب آذربایجان غربی
دكتر اسم حسيني
دکتر حسنی
ناصر حضرتی
مصطفی فروزان
سجاد نیکنام
سیامک مختاری
فرشید فاریابی
سعید پورحیدر
بهمن احمد زاده
خرداد88
امیدمعماریان
نیک آهنگ کوثر
فرید مدرسی
احسان تقدسی
*فتوبلاگ حسن سربخشیان
حنیف مزروعی
عباس امیر انتظام
طنز ابراهیم نبوی
محسن سازگارا
عبدالعلی بازرگان
محسن کدیور
مسعود بهنود
عمادالدین باقی
اکبر منتجبی
علي اكرمي
آرش غفوري
اميرخرم
عباس عبدي
احمدشيرزاد
ابراهيم يزدي
محمدخاتمي
علي مزروعي
اكبرهاشمي رفسنجاني
محمدمعين
عطاءالله مهاجرانی
شيرين عبادي
عبدالكريم سروش
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY