شب گذشته (سه شنبه سوم شهریور)گزارشی پر شائبه از برگزاری دادگاه دستگیر شدگان روزهای بعد از انتخابات کذایی ریاست جمهوری ،از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد.گزارشی که ظاهرا" حکایت ندامت سعید حجاریان ،سعید شریعتی ،هدایت الله آقایی وتنی چند از دستگیر شدگان دیگر را به نمایش می گذاشت. دادگاهی که افراد دیگری همچون بهزاد نبوی ،تاج زاده ،رمضان زاده،میر دامادی، عرب سرخی،قوچانی،زید آبادی،امین زاده و صفایی فراهانی بی آنکه به پرونده آنها رسیدگی شود در آن حضور داشتند وگویی تنها دلیل حضور آنها این بود که شاهد چگونگی اعتراف دوستان وهم قطاران خود به آنچه مقصود از دستگیریها ،بازجوییها و برگزاری چنین جلساتی بود باشند تا اگر مقاومتی برای تکرار اعترافاتی مشابه در خود احساس می کنند،آن مقاومت نیز در هم شکسته شده وبگویند آنچه را که بابت بیرون امدن آن اززبان دستگیر شدگان از منافع ملی، جان ومال، گذشته وآینده کشور و مردم ایران برای آن هزینه شده است.
به عنوان یک شهروند ایرانی ازتهیه کنندگان و برگزارکنندگان چنین برنامه هائی سوال می کنم، چرا امثال سعید حجاریان ،ابطحی، عطریان فر ودیگردستگیرشدگانی که شاید در روزهای آینده گفتاری مشابهه را بیان کنند در زمان آزادی به چنین نتایجی نرسیده و بیاناتی اینچنین ابراز نمی کنند؟در طول زمان (البته قابل توجه) باز داشت چه بر سر آنها می آید که ناگهان متحول شده و در عرض چند ماه پی به اشتباهات خود طی سالهای متمادی تا به این عمق می برند؟ ضعف القاء کنندگان چنین اعترافاتی به بازداشت شدگان در چیست که در هنگام آزادی دستگیر شدگان توان مجاب ساختن آنها به انجام اشتباه را ندارند؟ به عنوان یک شهروند که مخاطب تهیه چنین برنامه هائی است (در خوش بینانه ترین حالت به منظور تنویرافکار عمومی و نه به جهت قلب واقعیت)اعلام می کنم که لباس زندان آنها نمی گذارد باور کنم آنچه را که بندیان به زبان می آورند در رابطه با گناهان خود.اعلام می کنم تن رنجور و چشم های گود افتاده زندانیان پرده ضخیمی بر آنچه آنها به زبان می آورند پوشیده و سکه هر اعتراف به گناهی را از اعتبار ساقطمی کند. اعلام می کنم از آنجا که همواره و در طول تاریخ حق و حقیقت در بند دیده شده است اینبار نیز بر اساس آنچه میبینم حقیقت را در بندی بودن آنها بیشتر می یابم تا آنچه از زبان آنها می شنوم.
نوشته شده توسط هادی عابدی در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 ساعت 21:39 موضوع | لینک ثابت
شهید مطهری، در (کتاب) داستان راستان آورده است که گویا در زمان معتصم عباسی، برخی سرداران نظامی در بغداد میگشتند و هرکاری که میخواستند انجام میدادند و حکومت عباسی هم کاری نداشت. تا جایی که کمکم دست به عرض و ناموس مردم دراز کردند. نیمه شبی مسلمانی میبیند که یکی از این سرداران دست زنی را گرفته و به زور با خود میبرد. مرد جلو میرود و اعتراض میکند، ولی فایده نمیکند. زن التماس میکند، افاقه نمیکند و بالاخره آن سردار، زن بیچاره را به خانهای میکشاند.

مرد مسلمان که میبیند کاری از دستش بر نمیآید بر بام خانهای میرود و با صدای بلند اذان میگوید. با صدای اللهاکبر او در نیمه شب، مردم به کوچه و خیابان میریزند که چه شده است و او با فریاد ماوقع را میگوید. مردم نیز یورش میبرند و زن بیچاره را از دست آن سردار خارج میکنند. این ماجرا باعث میشود که حکومت عباسی فکری برای دستدرازیهای نظامیان بکند.
چه قدر این مسلمان شبیه شیخ مهدی کروبی خودمان است که اذان نیمه شبش خوابها را آشفته است. دینفروشان او را به ناسزا گرفتهاند، که چرا خواب خوشمان را برآشفتی. مردمان، این بار بیدارند. چون این جا بغداد نیست و ایران است و بسیاری از مردم نیز از خواب برخاستهاند. این بار شاید بشود برای این تعدیها کاری کرد.
نوشته شده توسط هادی عابدی در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 ساعت 10:52 موضوع | لینک ثابت
نزدیک به پنجاه روز است که بسیاری از هموطنان فعال در حوزه های مطبوعاتی ، سیاسی و اجتماعی کشور در بازداشت به سر می برند و خبرهای مختلفی در رابطه با تهدیدها و تحدیدهایی که در موردشان اعمال می شود،به گوش می رسد. در این میان برخی نیز جان شیرین خود را مظلومانه از دست دادند و قلب مردم ایران در اقصی نقاط جهان را جریحه دار کردند، یاد و نامشان گرامی باد.
این روزها اخباری نیز در رابطه با درخواست فردی که به کرسی ریاست جمهوری تکیه زده است از رئیس قوه قصائیه جهت نشان دادن رافت اسلامی در حق بازداشت شدگان به گوش می رسد.
راستی چرا تاریخ هرگز نشانی از زندان ، بند، زنجیر ، شکنجه و مرگ مخالفان سیاسی علی(ع) در دوران حکومتش به خاطر نمی آورد؟ چرا هر آنچه از مرگ فجیع و کشتار و شکنجه مخالفان سیاسی حکام سرزمینهای اسلامی در دوران خلفای اسلامی به چشم می خورد مربوط به جائرانی چون خلفای اموی و عباسی است؟!!!!!!
نوشته شده توسط هادی عابدی در چهارشنبه هفتم مرداد 1388 ساعت 12:52 موضوع | لینک ثابت
توجه به تاریخ و عبرت آموزی از آن از چنان اهمیتی بر خور دار است که خداوند در قرآن کریم نیز به آن توصیه کرده است ، ولی افسوس که حتی بسیاری از مدعیان تلاوت و عنایت به قرآن نیز کمتر به آن توجه دارند. ازجمله دیگر مسائلی که خداوند در قرآن مجید به آن تاکید بسیار کرده است بی بنیادی ظلم ظالم وعقوبت سختی است که بر ظالمین وارد خواهد ساخت.با نگاه به تاریخ نه چندان دور دو نمونه از تحقق وعده الهی را متذکر می شوم،باشد که موجب تنبه همگان گردد.
۱-دی ماه سال 1356کارتر رئیس جمهور تازه به قدرت رسیده ایالات متحده امریکا در مسیر خود در سفر به هندوستان شبی را نیز مهمان محمد رضا شاه پهلوی در ایران شد. کارتر بر سر میز شام و ضیافتی که به افتخار او داده شده بود از حکومت پهلوی تعریف وتمجید شایانی کرد و ایران را جزیره ثبات در منطقه نامید. آنچه کارتر به زبان راند نتیجه اطلاعاتی بود که سفارت امریکا در تهران در اختیار او گذارده بود وکسی را در آن دوران(هرچند مخالف حکومت پهلوی) نمی توان یافت که نظری مخالف نظری که کارتر اعلام کرد را در مخیله خود داشته باشد،چرا که شاه ایران توانسته بود با بهره گیری از شکنجه های وحشیانه ،زندان واعدام مخالفین هر صدای مخالفی را در گلو خفه کند.آنگاه که رئیس جمهور امریکا مشغول تمجید از شاه ایران بود تمامی مخالفین او یا در گورستانها آرمیده بودند،یا در زندان ها روزهای سرد زندگی خود را با خط کشیدن بر روی دیوار زندان شماره گذاری می کردند ویا رخت هجرت به تن کرده ودر سرزمینی دیگر روزگار سپری می کردند،آنها که در داخل کشور و آزاد از زندان باقی مانده بودند نیز دیگر توانی برای مخالفت در خود نمی یافتنند.محمرضا شاه پهلوی که اعلی حضرتش می خواندند آنگاه که با تفاخر و تکبر تمام تمجید ها وتعریف های کارتر را نوش می کرد هرگز باور نداشت که تنها یک سال بعد و درست در دی ماه سال بعد ناچار از آن خواهد شد که با چشمی گریان وخفت خاری تمام برای همیشه کشور را ترک کرده وچند سال پایانی عمر خود را به در به دری در اقصی نقاط جهان سپری کند. در آن لحظات او هرگز باور نداشت که بعد از مرگش هیچ یک از سران کشورهای دنیا حاضر به قبول جسدشو دفن آن در سرزمین های تحت تسلط خود نشده و در کره زمین با این وسعت یک متر زمین برای دفن جسد او یافت نشود. به راستی اگر نبود لطف وعنایت انور سادات دوست و هم پیمان و رهبر کشور مصر که تشییع جنازه با شکوه ای برای او تدارک دیدآیا برای باز ماندگان او چاره ای جز این باقی می ماند که جسد اعلی حضرت!!محمد رضا شاه پهلوی را به رسم هندوها سوزانده وخاکسترش را به باد دهند؟
2-چندسالی بیشتر از اعدام صدام حسین دیکتاتور معروف عراق نمی گذرد.همان کسی که بسیاری از مخالفین خود را در سیاه چال های زندان های عراق بی آنکه کسی از وجود آنها اطلاعی داشته باشد تحت وحشیانه ترین شکنجه ها به قتل رساند و آنها که شاید خوش اقبال تر بودند وزنده مانند پس از آزادی داستانهای بسیار از سفاکی هایی که در حقشان صورت گرفت تعریف کردند.هنوز اذهان مردم تصاویری از دیکتاتور عراق که با حمل اسحله ای در دست و یا بسته به کمر در مقابل دوربین های تلوزیونی ظاهر می شد وبا گام هائی از سر تکبر و غرور نمایشی از قدرت ارائه می کرد را به یاد دارد.در عین حال همان اذهان تصاویر دیگری از به دام افتادن دیکتاتور در یکی از دخمه های تکریت عراق (زادگاه صدام)رانیز به یاد دارد که با چه خاری وخفتی صورت پوشیده از انبوه ریش خود را ملتمسانه به پزشک دشمن نشان می داد.هنوز اذهان مردم به خوبی به یاد دارد که صدام حسین ماه های آخر زندگی آزاد خود را در چنان دخمه ای سپری کرده بود که شاید حتی سگها نیز حاضر به تحمل آن نبودند.جلسات دادگاه دیکتاتور مخوف عراق نیز به خوبی در اذهان مردم باقی است که چه زبونانه مجبور به پاسخگوئی به سوالات قاضی بود که تا چند سال پیش جرعت نگاه کردن مستقیم در چشمان دیکتاتور را نداشت .اما مراسم اعدام دیکتاتورعراق شاید به یاد ماندنی ترین تصویری باشد که در اذهان مردم باقی مانده است ،مرگی ساده اما خفت بار همچون پست ترین مجرمان هر جامعه ای. مرگی که قطعا" دیکتاتور عراق هرگز در روزگار قدرت خود تصویر و تصوری از آن نداشت.
با نگاهی دقیقتر به تاریخ نمونه های دیگر بسیاری می توان یافت همچون هیتلر که در هنگام سقوط برلین از ترس آنکه روسها به تلافی رنج هائی که در حق مردم شوروی روا داشته بود در قفسش انداخته و در سراسر شوروی بگردانندش خود کشی کرد وجسدش در آتش سوخت و در اذهان از نام آدلف هیتلر چیزی جز وحشی گری ،جنگ ،آدم سوزی و... باقی نگذاشت ویاناپلئون بناپارت که در جزیره ای دور افتاده در سکوت وتنهائی مرد .
حاکمان و صاحبان قدرت کی وکجا از تاریخ عبرت خواهند گرفت ودست از جور و ظلم نسبت به مردم دست خواهند کشید؟تاریخ چند ظالم دیگر را به یاد آیندگان خواهد آورد؟به راستی نسل ظالمین کی به پایان خواهد رسید. فاعتبرو یا اولی الابصار
نوشته شده توسط هادی عابدی در شنبه سوم مرداد 1388 ساعت 21:35 موضوع | لینک ثابت
اعترافات چهره های شاخص جریانات اصلاحات که در روزهای پس از برگزاری اتخابات اخیر دستگیر و در محل هائی نامعلم نگهداری می شوند از جمله مهمترین موضوعاتی است که چهره ها و رسانه های جریان محافظه کار با دست مایه قرار دادن آن سعی در القاء منویات خود مبنی بر 1- عدم هرگونه تخلف موثر در نتیجه انتخابات ،2- وابستگی دستگیر شدگان به کشور های خارجی دنبال می کنند.
چند سال قبل یکی از دوستانم که رابطه نزدیکی با بیت مرحوم آیت الله شیرازی داشت و چند سالی را نیز به دلیل فعالیت سیاسی در زندان سپری کرده بود،رونوشت نامه ای را نشانم داد که وی بعد از گذشت سه ونیم سال از دوران محکومیت ده ساله خود به قاضی صادر کننده حکم نگاشته و ارسال کرده بود .آنگونه که او تعریف می کرد تنها مبنای صدور حکم ده سال زندان ازسوی قاضی درحق وی اعترافاتی بود که تحت فشارهای روحی وروانی در دوران بازجوئی از وی گرفته شده بود.وی نیز بعد از سه و نیم سال تحمل سختی های حصر وبند بی تاب شده و به جای ارسال نامه های ملتمسانه به مسولین قضائی که تا آن روز انجام داده بود این بارنامه ای با صراحت تمام خطاب به قاضی صادر کننده حکم نگاشته بود.در رونوشتی که من دیدم ،کذشته از رنجهایی که نگارنده از آنچه بر سر خود و خانواده اش آمده بود نگاشته بود به نکته ای در رابطه با چگونگی اعترافات صورت گرفته نیز پرداخته وبا ذکر استدلالی ساده اما عمیق و ملموس بی اعتباری اعترافات خود را مشخص ساخته بود. وی در نامه خود به قاضی اینگونه استدلال کرده بود: (نقل به مضمون)جناب آقای قاضی اگر شما را نیز به همراه یک شلاق از جنس همان شلاقهایی که در بازجوئی از من استفاده می شد در یک اتاق دربسته تنها بگذارند به شما قول می دهم بعد از سپری شدن تنها دوساعت شما نیز اعتراف کنید دهها بار با مادر بزرگ سالخورده خود زنا کرده اید.
در رابطه با اعترافاتی از این دست دوسوال اساسی مطرح است :
1- چرا اینگونه اعترافات تنها زمانی تحقق می یابد که افراد دستگیر شده هفته های متوالی را بدون برخورداری از حداقل حقوقی مانند ارتباط با دنیای خارج (به خصوص خانواده) وبرخورداری از حضور وکیل قانونی صورت می گیرد؟
2- افرادی که به اینگونه اعتراف گیری ها می بالند اگر خود در شرایطی مشابه شرایط دستگیر شدگان قرار گیرند به چه مواردی اعتراف خواهند کرد؟
نوشته شده توسط هادی عابدی در سه شنبه سی ام تیر 1388 ساعت 16:18 موضوع | لینک ثابت
شاید شما هم این عبارت را شنیده باشید که : هنر نزد ایرانیان است وبس. نمی دانم این عبارت تا چه اندازه پایه و بنیاد قوی می تواند داشته باشد اما در عین حال در یک مورد با قدرت و صراحت می توانم با این سخن همراه شوم که اگر نه تمام مردم ایران مصداق این تعریف قرار گیرند اما قطعا" حاکمیت فعلی ایران بارزترین مصداق توصیف فوق اند. به راستی چه کس وکسانی می توانستند چنین هنرمندانه مردمی را که بر روی منابع عظیم ثروت همچون منابع زیر زمینی ،جاذبه های توریستی، استعدادها و پتانسیلهای صنعتی وکشاورزی نشسته اند را اینگونه دچار نکبت فقر کند وچشم اندازی چنین گنگ وتاریک از آینده برایشان ترسیم کند ؟ به راستی چه کس وکسانی چنین ماهرانه توان فراری دادن صاحبان فکر و اندیشه آن هم با ابعادی چنین گسترده از کشور به سوی ینگه دنیا را داشتند جز حاکمیت فعلی؟ چه کسانی قدرت تقلب در آراء 40میلیونی مردم به شکلی که گذشت و کنار زدن جمهوریت یک نظام به شکلی که گذشت را دارند؟ آیا کس یا کسانی را می شناسید که با این صراحت خون مردمی که به اعتراض قانونی (بر اساس اصل 27قانون اساسی) پرداخته اند را بر زمین بریزند وباز دم از مردمی بودن خود بزنند را سراغ دارید؟ آیا سراغ دارید حاکمانی را که چنین بی پروا اندیشمندان ،متفکران وفعالان مطبوعاتی ،فرهنگی ،اجتماعی وسیاسی که جزء سرمایه های کشور محسوب می شوند را انگ جاسوسی بزند ودچار بند زنجیرشان کند و چوب حراج به آبروی کشور بزند؟ خداند بر درجاتشان بیافزاید انشاالله.
نوشته شده توسط هادی عابدی در جمعه بیست و ششم تیر 1388 ساعت 14:20 موضوع | لینک ثابت
"بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم انا نشکو الیک فقد نبیَنا و غیبته ولینا و کثره عدونا و شدة الفتن بنا
بیش از ده روز است که از انتخابات ریاست جمهوری میگذرد، مردم نجیب ایران که با هزاران امید و آرزو و شور و شوق به پای صندوقهای رای آمدند، اکنون باید جنازه جوانان خود را از میان خاک و خون بردارند و به سوگ آنان بنشینند، میلیونها انسان در سراسر کشور به نتایج اعلام شده این انتخابات باور و اطمینان ندارند، بلکه آن را محصول یک طرح حساب شده میدانند و بدان معترضنند، میلیونها انسان در سراسر کشور میخواهند و حق دارند فریاد اعتراض خود را به صورت راهپیمایی و اجتماعات آرام به گوش طرفداران حق و عدالت برسانند. آیا پاسخ این فریادهای حقطلبانه سفیر گلولههایی است که سینه فرزندانشان را بشکافد و پیر و جوان و زن و مرد را به خاک و خون بکشد؟
وقتی از نظر میلیونها انسان فهیم و آگاه مجریان و ناظران انتخاباتی در مظان اتهام قرار دارند آیا منطقی است که آنان را برای احقاق حق خویش به محکمهای حواله دهند که داورانش در معرض اتهامند؟ اگر حضور گسترده مردم در پای صندوقهای رای آگاهانه بوده و امضاء سند افتخار جمهوری اسلامی است، پس چرا حضور اعتراضی میلیونها نفر از همین مردم به توطئه و دسیسه بیگانگان نسبت داده شده میشود مگر رژیمهای گذشته در ایران و سایر کشورها از این اباطیل چه طرفی بستند که امروز همان نسخه پوسیده را کپی کرده و به مردم اهانت میکنند.
میلیونها انسان شریف و آگاه بر این باورند که با آراء آنان بازی شده و به فهم و شعورشان اهانت شده است و برای دفاع از حیثیت و کیان خود به صورت خودجوش به خیابانها ریختهاند تا دردها و تحقیرهای فروخورده خود را فریاد کنند. چرا به مردم اهانت میکنند و این حرکت مردمی و در کمال وقار و آرامش را به بیگانگان نسبت میدهند و هزاران نفر را در خیابانها و از خانههایشان میربایند و با رفتاری بسیار زشت و ناپسند آنان را اعم از زن و مرد به نقاط نامعلوم میبرند؟ حرکت میلیونها جوان در ایام انتخابات و در راهپماییها با فریاد الله اکبر و با شعار یا حسین چه کسانی را آزرده و عصبانی کرده است که باید به خوابگاه دانشجویان شبانه حمله کنند و با ضرب و شتم بیحساب آنان را آواره کنند و خوابگاه آنان را به ویرانه تبدیل کنند؟ تاسفبارتر از این عمل آن است که این حمله مغولآسا را به خود مردم نسبت دهند. فانالله و انا الیه راجعون.
کدام عقل سلیم باور میکندکه حرکت اعتراضی میلیونها انسان آگاه از کارگران، کسبه، کشاورزان، روحانیون، دانشجویان و سایر اقشار نقشه و طراحی این گروه یا آن گروه و با حمایت بیگانگان باشد؟ چرا شخصیتهای محترم و خدمتگذار ملت طول سی سال گذشته را به بهانههای واهی با بدترین رفتارها و دستگیر میکنند و به زندانها میکشانند؟ کسانی که دست به چنین اعمال میزنند و سرمایههای اجتماعی جامعه را اینگونه تاراج میکنند، از خدا بترسند و از عاقبت خود بهراسند.
جناب آقای مهندس میرحسین موسوی که در طول سالیان دفاع مقدس نخست وزیر این کشور بوده و همواره در برابر کارشکنان مورد حمایت بیدریغ حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بوده است، پس از بیست سال رصد کردن اوضاع کشور امروز احساس خطر کرده است و برای نجات کشور از مدیریت غلط چهار سال گذشته به میدان آمده و در مدت کمتر از سه ماه میلیونها انسان شیفته امام خمینی را با یاد و نام آن عزیز به صحنه آورده است و میلیونها جوان را که میرفتند از هر نوع مشارکت و همراهی جمهوری اسلامی رو بگردانند، با نشان دادن راه و خط صحیح حضرت امام خمینی به پای صندقهای رای آورده است، آیا چنین شخصیتی به جای آنکه مورد تقدیر و تجلیل قرار گیرد، باید توسط همانهایی که در آن زمان در برابر امام صفآرایی میکردند و نیز خلاف آنان امروز مورد عتاب قرار گیرد و آنچه زیبنده خود آنان است به مهندس موسوی نسبت دهند؟ آیا آقای مهندس موسوی مسبب اغتشاشهای است یا آنان که با لشکرکشی در خیابانها شهر را به صورت یک پادگان نظامی درآوردهاند و مردم بویژه جوانان را تحریک میکنند و احساساتشان را جریحهدار میسازند؟
مردم میگویند در انتخابات امانتداری نشده است و باید انتخابات ابطال شود، آیا پاسخ چنین خواستهای بر فرض که به اعتقاد مسئولان برنامهریز و مجریان انتخابات صحیح نباشد، انواع اهانتهایی است که از بلندگوهای حکومتی نثار مردم میشود و باید پس از آن با چوب و چماق و تفنگ و گلوله به آنان حمله شود، عدهای مجروح یا کشته و گروهی هم به بند کشیده شوند؟ آیا دستی در کار است تا با این رفتارهای غیر انسانی آبروی امام و جمهوری اسلامی را به تاراج دهد؟
ما قویاً از جناب آقای مهندس میرحسین موسوی حمایت میکنیم و در برابر تهمتهای ناجوانمردانه و از آن جمله تهمت تسبیب اغتشاشها به ایشان از وی دفاع میکنیم و عامل همه اغتشاشها و زخمی شدنها و دیگر خساراتی را که به مردم وارد شده است، کسانی میدانیم که بیجهت شهر را به صورت پادگان نظامی درآوردهاند و آنها باید شناسایی و محاکمه شوند.
ما مصرانه خواستار آزادی تمامی دستگیرشدگان از شخصیتهای سیاسی روحانی و غیر روحانی هستیم و هرگونه محاکمه غیرقانونی و بازجوییهای تحت فشار و رعب را محکوم میکنیم.
آیا عدل و انصاف است که صدا و سیمای حکومتی به میلیونها انسان و نخبگان آنان هر گونه اهانتی را روا دارند و هیچ فرصتی برای این بیگناهان ایجاد نشود تا از خود دفاع کنند و حقایق را با مردم در میان بگذارند. وقتی وسائل ارتباطی از پیامکها و سایتها و اینترنت همه را از کار بیندازند و در تلفنهای همراه اخلال ایجاد کنند و تنها وسیله اطلاعرسانی یعنی صدا و سیما را از شأن یک رسانه ملی به رسانه دولتی تبدیل کنند و یکجانبه به بدترین شیوه حقایق را وارونه جلوه دهند. آیا میدانید با بیاعتبار شدن این رسانه فراگیر مردم به پای رسانههای بینالمللی کشانده میشوند و با شنیدن و دیدن حقایق جاری در میان جامعه به دروغپردازیهای رادیو و تلویزیون نفرین میکنند؟
شرط انصاف آن است که حداقل یکی از شبکههای سراسری سیما برای پاسخگویی به این همه دروغپردازی و وارونه جلوه دادن حقایق و متهم کردن گروهها و اشخاص، در اختیار کاندیداهای محترم و طرفداران آنان و مردم مظلوم قرار میگرفت.
بر حسب اطلاع بسیاری از عالمان برجسته حوزه علمیه مبارکه قم و سایر کشور شدیداً تحت فشار قرار گرفتهاند تا در مقابل میلیونها انسان موضع بگیرند. ما از مقاومت آنان در برابر این زیادهخواهیها صمیمانه و متواضعانه تشکر میکنیم و امیدواریم مراجع بزرگ تقلید و عالمان برجسته مانند همیشه ملجاء مردم مظلوم باشند و در برابر حقکشیها بایستند و تسلیم نشوند و اطمینان داریم که نخواهند شد و تاریخ پرافتخار مراجع تشیع این حقیقت را نشان میدهد.
مجمع روحانیون مبارز اصرار دارد که اجازه دهند مردم در سراسر کشور یک روز را برای شهیدان خود به سوگ بنشینند و مردم در کمال امنیت در مراسم عزاداری خانوادههای آنان شرکت کنند.
ما برای بازگرداندن اطمینان و اعتماد مردم خواهان آن هستیم که هیاتی متشکل از افراد بیطرف و کاردان و آشنا به قوانین به شکایات نامزدهای معترض رسیدگی کنند و با رعایت حق و عدل به داوری بنشینند و با تصمیمی خداپسندانه آرامش را به کشور برگردانند.
درود و رحمت خداوند بر ملت سرافراز ایران بویژه مردم بیدار و شجاع تهران، درود برجوانان غیور بویژه دانشجویان پرشور، رحمت و غفران الهی بر شهیدان به خون خفته آنان، سلام بر زندانیان عزیر و به خانوداههای محترم آنان. مجمع روحانیون مبارز خود را در عزای شهیدان و همدردی با خانوادههای آنان شریک میداند و برای آنان صبر و پاداش از خداوند بزرگ مسئلت میدارد.
مجمع روحانیون مبارز
1/ 4/ 1388"
نوشته شده توسط هادی عابدی در چهارشنبه سوم تیر 1388 ساعت 12:5 موضوع | لینک ثابت
اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران : تشکیل اجتماعات
و راهپیمایی ها ، بدون حمل سلاح، بشرط آنکه مخل مبانی اسلام
نباشد آزاد است.
قانون اساسی میثاقی است میان مردم و حکومت که مشروعیت حاکمان بشرط عملکرد به این میثاق معنی پیدا خواهد کرد. روزهای اخیر ودر پی برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و اعلام نتایج محیرالعقول و البته پر مسئله آن، حامیان میر حسین موسوی با تشکیک در روند انتخابات و آنچه اعلام شد معترضانه به خیابانها آمده و در قالب تشکلهایی چشمگیراقدام به راه پیمایی بدون حمل سلاح و بی آنکه شعاری بر زبان آورند کردند. اقدامی که در شهرهای کوچک با دخالت نیروهای انتظامی مواجه شد و ادامه آن ابتر باقی ماند.
همانگونه که مقام رهبری نیز اذعان داشتند کاندیداهای دهمین دوره ریاست جمهوری افرادی از داخل نظام بوده و رای چهل میلیونی مردم به این کاندیداها ، حکایت از نگاه مردم به حل مشکلات و مدیریت کشور از طریق افرادی از داخل نظام دارد.
بنابراین همانگونه که اخذ آرای چهل میلیونی موجب غرور و افتخار مسئولین می شود جا دارد که اعتراض میلیونی و البته خاموش و بدون حمل سلاح همان مردمی که بخش عمده از آرائ چهل میلیونی را رقم زده اند نیز محترم شمرده شده و همه مسئولین به آن افتخار کنند ، چرا که همواره بیداری مردم در تایید آنچه حاکمان امر می کنند تعبیر نمی شود ، چه آنکه همواره هستند کسانی که به طمع و شهوتی مجیز گویی قدرتمداران را عهده دار شوند.
نوشته شده توسط هادی عابدی در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 ساعت 13:55 موضوع | لینک ثابت

نوشته شده توسط هادی عابدی در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 ساعت 23:12 موضوع | لینک ثابت
شکی نیست که مدیریت محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور طی چهارسال اخیرحتی با فروش نفت 130دلاری ایران را تبدیل به ایرانستان کرده است.شکی نیست که برای نجات کشور از نا بسامانی موجود باید طرحی نو در انداخت و نا خدایی کاردان برای کشتی طوفان زده وطن برگزید. شکی نیست که انتخابات 22خرداد ماه فرصتی گرانقدر برای دور ساختن مدیریت ناکارآمد وعوام فریب از دستگاه اجرایی کشور است.

میر حسین موسوی مدیر مدبر و کارآمد سالهای جنگ، اصلی ترین گزینه ایست که این روزها بعد از دوری بیست ساله از عرصه اجرا و تصمیم گیری کشور پا به میدان گذارده تا شاید کشتی طوفان زده را به ساحلی امن رهنمون سازد. هرچند موسوی طی بیست سال گذشته دخالتی در امور اجرایی کشور نداشته است اما از آنجا که هشت سال اداره کشور با کارنامه ای موفق را بر عهده داشته ودر بیست سال اخیر نیز در ساختار حکومت (مجمع تشخیص مصلحت نظام )حضور داشته است انتظار اینکه برای اداره کشور برنامه ای مدون ارایه دهد انتظاری گزاف نیست، انتظاری که اگر بر آورده نشود حکایت از تاکتیکی بودن (ونه استراتژیک بودن) حضور میرحسین موسوی در انتخابات برای کنار زدن فردی از صدارت دستگاه اجرایی کشوردارد که خود بر آیند تصمیمات افرادی خاص در روی کار آمدن او بودند. با چنین وصفی باید به حال کشور تأسف خورد که بعد سی سال هنوز حاکمان آن نتوانسته اند به آن میزان از توانایی دست پیدا کنند که برای پیش برد اهداف خود استراتژی بلند مدت تعین کرده و بر اساس آن برنامه ریزی کنند.
نوشته شده توسط هادی عابدی در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 ساعت 21:4 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

هادی عابدی متولد سال 1350 و روزنامه نگار . به تاریخ سیاسی معاصر علاقمندم و علاوه بر روزنامه نگاری به تحقیق و پژوهش در این رابطه نیز مشغول هستم
فهرست اصلی
دوستان
مجمع وبلاگنویسان اصلاح طلب آذربایجان غربی
دكتر اسم حسيني
دکتر حسنی
مصطفی فروزان
سیامک مختاری
فرشید فاریابی
سعید پورحیدر
بهمن احمد زاده
خرداد88
امیدمعماریان
نیک آهنگ کوثر
فرید مدرسی
احسان تقدسی
*فتوبلاگ حسن سربخشیان
حنیف مزروعی
عباس امیر انتظام
طنز ابراهیم نبوی
محسن سازگارا
عبدالعلی بازرگان
محسن کدیور
مسعود بهنود
عمادالدین باقی
اکبر منتجبی
علي اكرمي
آرش غفوري
اميرخرم
عباس عبدي
احمدشيرزاد
ابراهيم يزدي
محمدخاتمي
علي مزروعي
اكبرهاشمي رفسنجاني
محمدمعين
عطاءالله مهاجرانی
شيرين عبادي
عبدالكريم سروش
همایون نادری فر
سیدمحمدصادق فیض
محمدباقرمحمدشفیع
علی امیری
تاریخ شفاهی
بادر
توحیدخادم عرب باغی
آیت الله منتطری
نوشته های پیشین
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
طراح قالب
POWERED BY